مثل آب به راه افتادم مثل آتيش سوختم و خاموش شدم .
اولين بار نيست و آخرين بار هم نميخوام باشه. اينهارو به عنوان شكايت از من قبول نكن .
فقط ميخوام بدونيكه هميشه با تو خوب بودم ، ميخوام بدوني با تو زياد ديدم .
اگه بگم دوستت دارم ،اگه بگم تنهام ، اگه بگم عاشقتم . برگرد ... برگرد ...
به من گفتن : هر كسي كه گلرو دوست داره وقتي خار اون به دستش ميخوره از گل دور ميشه.
ولي عزيزم باور كن من اينطور نبودم .
ميخوام هميشه بدونيكه هر جدايي ، يه شروع ديگه ست .
...
خورشيد شبم بودي . اما از وقتيكه رفتي خنده از يادم رفته و با گريه انس گرفتم .
درد چيه ؟ ... درد خيلي چيزه ... درد عشق ، درد تنهايي ، درد بي كسي .
درسته ديگه با من نيستي و منو تنها گذاشتي .
اما هنوز هم دوستت دارم . و عشق من اجازه نميده كه تورو حتي نفرين كنم .
...
تنهام ... درسته ... ولي هيچوقت از يادم نميري ... حتي اگه من برم ...

