تبليغاتX
.:| LOVE to LIVE |:.
پايان ... (شكايت 75) 

 

نگاه کردم به واژه های عمرم . ولی آه گفتمو چشمهایم را بستم .

 

به خیال رفتم . همه جا ساکت بود . تنها بودم . بیچاره گی عذابم میداد .

 

با خودم گفتم : اين چه بود و چه كرده ام با خودم . اين زندگي نيست .

 

درد بود و درد . شكسته شدن قلبم براي او زيبا بود .

 

تنهايي من براي او وصال . كجايي كه حرفهايم را برايت بگويم ؟

 

حرفهايم تمام شدني نبود .

 

اما ناگهان صدای هق هق خنده ی  جدایی  گوشم را آزار داد .

 

چشمهایم را باز کردم . دنیا چشمهایش را برای من بست .

 

تا آنجایی که اشک داشتم گریه کردم و با اشک هایم گل های باغچه ی  بدبختی ام را آب دادم .

 

                        با درد کنار آمدم . سراغ دفتر خاطراتم رفتم .

 

                     دفتر را گشودم ولی همه ی صفحه ها سیاه و تار بود .

 

                            خواستم دفتر را ببندم ولی نتوانستم .

 

       قلم را بدست گرفتم و با درد نگاهم صفحه ی امروز را نیز سیاه کردم .

 

                           خسته شده بودم . درد مرا رها نمی کرد .

 

 

              پس در پائین صفحه ی خاطرات فردا نوشتم :

 

 پایان ...

 

 


BAdbEH


 


سلام دوستهای عزیزم 

ممنون که این مدت تحملم کردین .

خوبی هارو با شما دیدم .

 

 

كسايي هستن كه از دست من ناراحتن .

اينو بدونين به شما بدي كردم تا شما هم به من بدي كنين . ميخوام راحت از اينجا برم .

میخوام باور کنم که همیشه تنها بودم و تنها خواهم بود .

 

 از رفتن من خوشحال باشین .

 

موفق و سربلند باشین .

داباي ///

 

 

 

كوچيك همتون :            بهداد  ((بلندترين فرياد))

 

 

 

 

بودیم کسی پاس نمیداشت که بودیم ... باشد که نباشیم بدانند که بودیم .  

 


           


 

...   Ayrilik     Zamansiz     Gelir  

 

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 21:23
چه بگویم ؟ ... (شکایت 74) 

 

اين بار نوبت كيست تا خبر سياه را بشنود ؟

 

 

بسوزان و عقب برو . ويران كن و بخند .

كاخ ها و سراهاي بزرگ .

 

يك نام زيبا برايت  : پادشاه ، آيت الله ، جناب آقاي ، سردار ...

 

كار تو دربه در كردن ملت است . ( ما مي توانيم – ما توانستيم )

 

چرنديات ... انقدر زيبا مي گويي كه خوشمان مي آيد .

اشك يتيم ... نگاهش به توست ، اي حيله گر .

انساني عادي ... البته زماني انساني عادي بود ولي با آمدن تو ، گدايي حرفه اش شد .

 

 

آقا جان شايد با اين حكومتي كه داري ... اين آخرين مطلب من باشد .

 

 

خوب گفته اند : خدارو شكر آزادي بيان داريم ولي آزادي پس از بيان نداريم .

 

هر چه كور كني همه ميبينند .

 

حتي سياست را به مدرسه ي ابتدايي هم كشانده يي .

آخر مرد مومن ابتدايي حتي نميداند كبري كيست تا بيايد برايت از انرژي هسته يي دفاع كند .

 

ما ميتوانيم ، ما توانستيم در ماه 13 نفر را در هر استان به دار آويزيم .

ما توانستيم  5 تن مواد مخدر را كشف و دوباره به فروش برسانيم .

كشور هاي همسايه ما در فقر به سر ميبرند . پس مواد غذايي را گران كنيد تا به آنها مواد غذايي بفرستيم .

 

حال اگر ملت خودمان هم گرسنه بماند مشكلي نيست ... به درك ...

 

 

... 

 

 

خدايا ... هيچكسي را محتاج ديگري نكن .

خدايا ... هيچكسي را شرمنده ي خانواده اش نكن .


 آپ بعدی  25  همین ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 14:22
معجزه ... (شكايت 73) 


www.SOBA.tk


 

 

 

با تو كسي هستم يا بي كس ؟

 

رفتي و تنهايم گذاشتي در اعماق نگاهت .

به دستهايم نگاه كن . در يكي آسماني سياه و در ديگري ستاره هاي كم نور .

اگر برهم رسند . حاصلش رنگ نگاه من به تو خواهد بود .

سياه ...

 

افكارم را بر هم زدي تا شايد به او رسي . رسيدي ؟

 

من را از خود بريدي . خودم را از خود بودنم . و خودت را از با من بودن .

 

حال رسيدنم به تو خيالي بيش نيست . چه شد كه رفتي ؟

سوال ها برايم زيباست . انگار جوابي نداري .

نگاهت برايم بي همتاست . انگار اعتباري ندارم .

 

ابر سياهي روبروي چشمهايم ايستاد .

براي رفتنش تو را طلب كرد .

    خواهي آمد ؟

 

يادم بياور كه تا وقتي به هم رسيديم نام آن را يك معجزه بگذارم .

همديگر را دوست داشتيم . جدايي پاداش عشق ما بود .

ترسم به حقيقت رسيد .

 

 

حال منتظر معجزه مانم ؟

يا معجزه كنم ؟

 

 


BAdbEH

 


 

سنگ قبرم را نمي سازد كسي                      مانده ام در كوچه هاي بي كسي

 

بهترين يارم مرا از  ياد برد                       سوختم خاكسترم را  باد  برد

 

 

 

 

 آپ بعدي  21  همين ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 14:12
میخوام زندگی مال من باشه ... (حکایت 72) 

در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است . 

 

 

YENI yiliniz KUTLU olsun 

 

 


 

 

قلب من هستي ... خبر داري ؟

انسان بدون قلبش نميتونه زنده باشه ... فكري داري ؟

 

 

 

ميخوام زندگي مال من باشه .

زندگی سبز . خنده ها و حرفهاي دروغ . نفرت . عشق .

دوست داشتن هاي موقت . عاشق هاي دودل ...

 

 

اين زندگي نيست .

 

 

 

ميخوام زندگي مال من باشه .

به هر حرف من شب بشه ، طبيعتشو سياه كنم ، همه ي انسانها تنها باشن ،

 عشق مفهومي نداشته باشه ، پس جدايي هم نيست ، غم نيست ، نفرت نيست .

 

زندگي اينه . ميخوام اين زندگي مال من باشه .

 

 

خسته شدم از گذر زمان .

 

زماني كه با گذرش عشق و بعد از مدتي جدايي ، دل تنگي شروع ميشه .

 

ميخوام زندگي مال من باشه .

 

زندگي كه هيچ گذر زمان در اون مفهومي نداشته باشه .

 

 

 

 

من هر زمان ميميرم . من هر وقت كه بخوام ميتونم بميرم . من همين الان هم مردم .

 


BAdbEH


 

من ... مرگ ... هستم !

 www.BAdbEH.BLOGFA.com

 

 آپ بعدي 15 اين ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در شنبه سوم فروردین 1387 و ساعت 19:50