تبليغاتX
.:| LOVE to LIVE |:.
مرگ با تو زیبا تر میشود ... (شکایت 77) 

 

روز هاي سخت روبرويم ايستاده اند . نگاهشان فقط به سوي من است .

 

ميدانستي كه بي تو بودن براي من ممكن نيست .

ميدانستي اگر بروي تنهايي آزارم ميدهد .

ميدانستي و تنهاييم گذاشتي !؟

 

ترسم از مرگ نبود . ترسم از بي تو بودن بود . ترسم به حقيقت رسيد .

گر مرگ به اين درد چاره است با تو مرگ را ميخواهم .

 

چاره يي بگو .

صدايت را نميشنوم . دور شده يي . نزديكتر بيا .

تنها بهانه زندگي من . تنها بهانه زنده بودن من .

 

پس از من ، آغوش باز براي تو زمين است .

خاك تو را طلب ميكند . زمين تو را صدا ميزند .

بي تو بودن سخت است . سراغت مي آيم .

هر چه دور باشي ، دورتر خواهم آمد .

سايه تو خواهم شد .

 

حال از تو ميپرسم :

سراغ خاك رفتي ؟ زمين تورا مي خواست !

 

مرگ با تو زيباتر ميشود ... 

 

 


منتظر ...

 آپ بعدي پنجم ماه بعد

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 21:57
برگرد ... (شكايت 76) 


سلام  دوستهای گلم ...

رفتن من جدي بود . ولي خب نشد .

من اومدم . (حالتون به هم خورد مگه نه ؟ )

ولی چیکار میشه کرد . دلم طاقت نیاورد .

دوستتون دارم . ممنون که فراموشم نکردین .


 

 

 

اين چنين نگاه كردن سابقه يي  نداشت . ميخواهم مال من باشند .

نگاهم ميچرخد ولي همه جا خاليست .

 

رازهاي من ، از درد گريه ميكنند . از دست رفته هاي من همان رازها هستند.

ميخواهم روبريت  باشند . تا ببيني با تو چه ها ميخواستم .

 

گريه كردم براي اولين بار ، براي تو .

در دستم تكه هاي يك زندگي . روزي به هم خواهند رسيد تا تو بگردي .

 

راه هاي برگشت همه بسته شده اند .

راهي ندارم براي رسيدن به زندگي .

تنها اميد من توخواهي بود . براي راه من پلي باش تا به زندگي برگردم .

 

 

تنها اميد من تو خواهي بود ...  برگرد ...

 

 


برگرد ...


آپ بعدي 25 اين ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:48