تبليغاتX
.:| LOVE to LIVE |:.
دوستت دارم ... (شکایت 80) 

سلام ...

 

یه مطلب سفارشی .

تقدیم به اون هایی که دوست داشتن یه مطلب شاد بنویسم .

 

این هم یه مطلب شاد . البته به نظر من .

 

تقدیم به :

آبجی سهیلا .  مهتاب .  سالی . نسرین ...

داداش یونس . مهرشاد . مهدی . اشکان ...

 


 

در اين ميان ، در من آتشي است .

هم خسته ام  و هم ويران .

زمانش فرا رسيد ، از چشمهايم اشك ها ميريزد .

فردا نشده آواره ي گرمي دست يارم ميشوم .

هم دل تنگم و هم دل شكسته .

 

در يك آن ، حرف ها در دست هايم گريه ميكنند .

من به آن ها عشق گفتم ، ولي نفرت شده اند .

 

بر من چه ها شد ؟ روحم خبر ندارد .

اگر نگاهم ببيند ، سرنوشتم نمي داند .

هر جدايي شروع تازه يي ست .

اي كاش رفتن تو پايان همه خاطرات بود .

 

ولی با رفتن تو چيزي پايان نيافت .

 

اما برگرد ... تورا دوست دارم .

چگونه دل تنگت شده ام ، كاش ميدانستي .

 

 

يكبار بدان ، فقط يكبار ... دوستت دارم .

 

 

 


 



 این هم وبلاگ دوست های عزیزم علی و احسان :

دلتنگیها

فریاد بی صدا


 آپ بعدی هفتم این ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 14:4
هر روز من برای من حرام است ... (شکایت 79) 

 

چه زيبا ميبينم ، امروزي را كه فردا هاي آن در فريب است .

چه تاريك ميبينم ، سرنوشتي را كه ميخواست به دست تو نوشته شود .

چه غريب ميبينم ، انساني را كه در انتظار سايه يي از توست .

 

اي انسان نما ، ميشينيدم صداي تو را . چه لذت بخش بود براي من .

چه گفتي به من ؟ ، چه كردي با ما ؟

 

در تاريكي هستم . در حسرت نگاهت .

در انتظارت . چه سخت است بي تو بودن .

 

 من تاج سر بودم براي تو ، چه شد ؟

در چشمانت كسي را ميبينم . آن غريبه كيست ؟

 

 

امروز براي اولين بار آغوش تو سرد است .

 

 

امروز با تو بودن را تجربه كردم !

 

ولي  فرداها  براي من حرام است ...

 

 


هر روز براي من حرام است ... 


 www.xAx.blogfa.com 

 

 آپ بعدي 25 اين ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:53
و حالا تنهايم ... (شكايت 78) 

 

ديوانه شدم ، هيچ عقلي ندارم ؟

 

جان من ، به تو وابسته شده بودم .

گفتند ، ولي كسي را باور نكردم . و فقط تو براي من بودي .

 

اکنون میگویم :

يك بي وجدان من را ترك كرد .

يك بي وفا من را با درد تنها گذاشت .

تنها يار من ، تنها جان من ، تنهايم گذاشت .

 

و حالا زندگي براي من مفهومي ندارد . و حالا ميفهمم ديگران حق داشتند .

 

قصد  تو چه بود ؟

قصدت اين بود كه وارد زندگي كسي شوي كه هميشه دوستت داشت ؟

عاشقم  بگويي ، زندگي اش را نابود كني ؟

... و بعد تركش كني !؟

 

 

پيروز اين بازي تو بودي ...

 

شروع بازي جديد مبارك .

 


و حالا تنهايم ...

 


 آپ بعدي 13 اين ماه

|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 11:43