در افكارت بزرگ شده ام ، و روزي فرا ميرسد كه براي تو كابوس ميشوم .
و آن چنان فراموشم ميكني كه گويي نبودم .
دستهايم را دراز ميكنم ، نمي رسند . دلتنگت ميشوم ، گريه ميكنم .
در صحرا هستم ، ميسوزم . در قطب هستم ، ميلرزم .
اين جزاي من است بايد كشيد .
اين منم رفتني هستم ، رفته ام . نه ، چنان ميروم كه انگار نبودم .
لحظه هايي بوده ام ، سال هايي نابود .
در عمق نگاهت ، در سراي وجودت كلبه اي داشتم ، ويرانش ميكنم .
در فكرت در انديشه ات نامي داشتم ، پاكش ميكنم .
در صدايت در احساست سهمي داشتم ، نا ديده ميگيرم .
چه بسا كه براي من بودي ، با من بودي ، رفتي و من نيز ميروم .
به اميد روزي كه همه ي من با تو باشد ، و روزي تو خواهي با من باشي .
با تشكر : همراه سابق . . .
سلام به دوستهاي گلم .
خوبين ؟؟؟
من نبودم ، خوش ميگذشت ديگه ؟؟؟
نيومدم دوباره سر درد بدم ... اومدم كه دوباره برم ...
همه ي شمارو دوست دارم . فداتون بشم ...
داباي
شروع عشق فقط با یک نگاه است ... پایان عشق جایی به جز خاک نیست ...
عشق را فدای یک نفر کنید ... فدای کسی که دوستش دارید ...
روزی بر میگردم ...

