امروز " ما " را در خواب ديدم . نگاهت در نگاهم . صدايت را ميشنديم .
كودك بوديم ولي چه زيبا بود . چه خواب زيبايي بود.
ناگهان همه چيز پاك شد . بيدار شدم .
بزرگ شده ام ، ميان آن خاطرات ديوار هاي بلندي كشيده ام.
آنقدر خسته شده ام که حتی نمیتوانم لحظه ای ساکن بمانم.
كاش همه چيز خواب بود ، حال كه نيستي ، كاش فقط تو را در خواب ميديدم.
تحملي به بي تو بودن ندارم.
سلام ...
خوب هستین ؟؟؟
گاهی میام ... تا فقط کمی سر درد بدم و برم ...
ممنون که تنهام نمیزارین ...
دابای ...

حتما سری بزنید . همه چیز درباره ی ماهواره :
|+|
نگارنده * (( AtrOpAt )) * در شنبه بیست و پنجم آبان 1387 و ساعت 19:18

